دل نوشته های سبز
یه جوری شده همه چی ... یه جورین همه .. دل و دماغ که اصن قربونش برم حرفشو نزن چون این روزا سراغشو از هر کی بگیری ..مات نگات می کنه بعد یه وری می خنده و با طعنه می گه سیری چند؟!؟ یه هه هم البنه قبلش میگه که اینجا از قلمه من افتاد !!! خلاصه اینجوریاست دیگه .. همه افسردگی حاد گرفتن .. دچار یاس فلسفی شدن از نوع واگیردارش و اینا دیگه ... انقدم گیر ندین آپ کن آپ کن چون چی ؟ دلُ دماغش یخدی !!! ولی با تمام این حرفا از پی گیری های مدامتون صادقانه کمال تشکراتُ یه جا دارم ... بعدشم نمی دونم چی شده که این روزها همه وقت کم میارن شما چطور ؟! سر همه شلوغ !!! یکیش خود من در به در دنبال یه نمه ، یه سر سوزن ، یه اپسیلون ، یُخده آرامش می گردم که اونم قربونش برم این روزا تو بساط هیچکی نیست .. یعنی اینجوری خلاصت کنم دیگه : گشته ام نبود .. نگرد نیست ... هیچکی خوب تمام و کمال نیست ! چون از هر کی می پرسی حالت چطوره میگه ای ی ی ی ی بدک نیستم !!! هچینم ای ی یُ برات می کشه ... البته اینجام قبلش یه آه می کشه که بازم از قلم من افتاد !! اینجوریاییم هممون چند روزه ! حالا علت چی میتونه باشه بنده آی دنت نُه ... ذرات معلق ؟ آلودگی هوا ؟ آلودگی فضا ؟ ترافیک ؟ مشغله کاری ؟ شکست عشقی (این قسمت لایک میخوره) سزارین ؟ خرج بالای بچه (قسمت بالا تنه نه .. کلا بچه خرجش زیاده یعنی) و غیره و غیره ... حالا هر چی که هست این روزا یه جوری اییم و یه جوریه دیگه زیاد نخوایین توضیح بدم چون؟؟؟ آفرین .. دلُ دماغش نیسسس! هییسسسس!!
بهار اومد برفا رو نقطه چین کرد خنده به دل مردگیه زمین کرد..... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کاشکی بهار برفای دل منم نقطه چین میکرد پ. ن از نازنین: خانوم فاطیما خانوم خیلی تک روی کردی کاشکی بهار برفای دل ما رو نقطه چین می کرد .... پ. ن از فاطیما: همین که اولین برف زمستون امسال رو دیدم از غیرت آسمون یه جورایی حال کردم مخصوصا اون روز که آسمون قاطی کرده بود و برف و کولاک شده بود شدید طوری که چشم هیچ جا رو نمی دید و من پیاده داشتم تا خونه میرفتم تو خودم غرق بودم و تو برف گم ! ولی این غرق شدن و گم شدن همزمان خیلی چسبید..... این همه گفتیم زمستون امسال نه بارون دیدیدم نه برف ! حالا بفرما این همه برررررررررررررررفففففففففف ! حداقل جراتشو داشته باش از خونه بیا بیرون و تو این همه برف قدم بزن ببین وقتی برف روی گونه های تو آب میشه چه حالی داری!!!!! زمستون نمی دونیم ما که بارون ندیدیم چه سخته که دیگه نباره بارون <<گل و گلدون چه شب هانشستن بی بهانه>> واسه هم گله کردن از دود و زباله چه تلخه چه تلخه دیگه برفی نبینیم تو زمستون مثل من مثل تو نشستیم تا شاید بباره بارون ؟؟؟؟!!!!
![]()
تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
| Design By : Night Melody |

